محمد تقي جعفري

262

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

اين دو قابل مقايسهء كمّى نيستند . با اين مشاهدات عينى كه ما در عالم طبيعت داريم ، بطور يقين مىدانيم كه موضوع عظمتها و ارزشها فوق كميّت است بنا بر اين اكثريت نمودهاى باطل و باطلگرايان نمىتواند دليل واقعيت و يا ارزش آن دو باشد ، چنان كه اقليت نمودهاى حق و حق گرايان نبايد دليلى براى عدم واقعيت و بىارزشى آن دو تلقى گردد . جهان با عظمت هستى را در نظر بگيريد كه فوق محاسبات و ارزيابى ما است . براى توضيح ، نقطه اى از فضا را با بعضى از كراتش در نظر بگيريم : « كازارها با حجمى كه به بزرگى صد ميليون برابر خورشيد ما مىباشند ، چيزهاى وهمانگيز و فانتزى هستند . آنها پهنهء آسمان را با نورى كه صد برابر زيادتر از كهكشان ما با صد ميليارد ستاره اش مىباشد ، مىپوشاند . در بادى امر كازارها خورد و ناچيز به نظر مىآيند و اين امر ناشى از فاصلهء بسيار دور آنها است كه حتى در ماوراى دورترين سحابىها قرار دارند ، تقريبا در فاصلهء ده ميليارد سال نورى » . [ رصدخانهء راديوئى پارك استراليا - تلسكوپ بزرگ كوه پالومار ] . اين همه عظمت خيره كننده مىتواند با قوانين معينى توضيح داده شود و انسان با آن عظمت آشنايى پيدا كند ، ولى پديدهء حيات با اين اقليت در برابر آن اكثريت سرسام آور ، بدون پاسخ به هفت ميليون چون و چرا بقول « اوپارين » قابل درك نمىباشد . باز حيات كه در مقابل روان و روان در مقام روح تكامل يافته ، اكثريت دارد ، قابل مقايسه با عظمت روح تكامل يافته نمىباشد . اين قانون مهم را بايد بخاطر بسپاريم . كه هر اندازه براى بوجود آمدن و يا استمرار يك شيء احتياج به دخالت عوامل بيشترى با كيفيتهاى متنوعى وجود داشته باشد ، معلوم مىگردد كه آن شيء داراى واقعيتى پر معنا و با عظمت است مانند پديدهء حيات و بالاتر از آن روان و بالاتر از هر دو ، روح تكامل يافته انسانى است . مىدانيم كه : صبر بسيار ببايد پدر پير فلك را تا كه از مادر گيتى چو تو فرزند بزايد و مىدانيم كه :